Make your own free website on Tripod.com
 
     

 

 

 

 

همیشه آرزوی این رو داشتم که حتی اگه واسه یک لحظه هم که شده لیلای عزیز رو از نزدیک ببینم . از بچگی با صداش... خوندنش... آهنگهاش .. با نگاهش .. با استایلش آشنا بودم و همه زندگیم شده بود لیلا .... از قم تا کیش... تو مدرسه و تو خونه معروف بودم به اینکه لیلا رو خیلی دوست دارم.. اگه تلویزیون آهنگی از لیلا رو میذاشت همه به من خبر میدادند که ببینم ... با تک تک آهنگهاش خاطره دارم .. از کلاغهای خبرچین تا یک بوسه ...  کنسرتهای پی در پی لیلا رو در دوبی همیشه می رفتم ولی غافل از اینکه نمی تونستم مثل خیلی ها لیلا رو از نزدیک ببینم. آخه کنسرت که تموم میشد من باید برمی گشتم به خونمون در ابوظبی .. جایی که 1:30 با دوبی فاصله داره.... و بالاخره در نوروز 1385 بود که لیلای عزیز کنسرتی در دوبی داشتند و لیلای عزیز به اتفاق همسرشون و فریبای جان دو روز زودتر به دوبی اومده بودند. و بالاخره من تونستم لیلای عزیز رو یک شب قبل از کنسرت در هتل از نزدیک ببینم.... تا هفته ها برام غیر قابل باور بود ... روز موعود فرا رسید و من به اتفاق فریبا جان و یلدا و چند تن از دست اندرکاران برنامه در لابی هتل منتظر لیلا فروهر عزیز بودیم .. اینقدر دست پاچه شده بودم که اصلا یادم رفت با فریبا جان عکس بگیرم!ثانیه ها برام خیلی دیر می گذشت انگار عقربه ها نمی خواستند حرکت کنند... صدای قلبم رو خودم می شنیدم... همش فکر می کردم که این غیر ممکنه.... تا اینکه دیدم لیلا داره به طرف ما میاد!لیلا وارد لابی شد... من سومین نفری بودم که به لیلا جان دست دادم و سلام کردم...هیچ وقت اون نگاه مهربونش یادم نمیره...خلاصه 10 دقیقه ای ناباورانه به لیلا زل زده بودم تا اینکه برادرم منو به خودم آورد و بعد از اینکه باورم شد که این یک خواب نیست چند تایی عکس با لیلا جان گرفتم و ازشون تشکر کردم... خیلی حرفها بود که می خواستم به لیلا بگم ولی جو یه جوری بود که نمیشد .. یعنی من اینقدر هول شده بودم که همه چیز یادم رفت.... تا هفته ها به عکسهایی که گرفته بودیم نگاه می کردم و هر کسی عکسها رو میدید به من می گفت : " بالاخره به آرزوت رسیدی" ... هنوز بوی عطری که لیلا زده بود حتی  یادم نمیره ... به امید دیدار دوباره لیلا

خالد از ابوظبی

 

 

 

 

Copyright © 2006 Shameem Group . All rights reserved.