Make your own free website on Tripod.com
     

     
زمان به وقت محلی  «  

This is a movie with Flash Player 6. Please click link onder page.
 

 

 عضویت در گروه  

  نام كامل شما :


آدرس ایمیل شما :


عضویتلغو عضویت

 






 

به سایت رسمی هواداران لیلا فروهر خوش آمدید  

           ...  گروه شمیم   ...

September  2006

 

لیلا فروهر در تلویزیون اندیشه 

 

((  صفحه قبل  ))

 

طناز: پس لباس رو خودتون ولی آرایش رو اونجا انجام میداید

 

لیلا: میك آپ رو خودشون بهترین و گریمور ما میگفتیم گریمور اون موقع گریمورهای خیلی خوبی تلویزیون داشت اون موقع الانم خیلی هاشون در فیلمهای سینمایی كه در ایران ساخته میشه یا سریالها من اسم هاشون رو میبینم

 

طناز: بعد آیا سر صحنه میخوندیدی یا لب میزدید؟

 

 لیلا فروهر

لیلا: نه پلی بك بود

 

طناز: اهان چون بعضی وقتها در مورد بعضی هنرمندان هم خونی نداشت

 

لیلا: ولی یكی یه پول خروس رو ما زنده اجرا كردیم همونجا صدا برداری كردند و خوندیم ولی خوب اكثر برنامه ها دیگه كه پخش میشد توی رنگارنگ یا شو های تلویزیونی دیگه همه پلی بك بود

 

طناز: اتفاق جالبی آیا افتاده كه به خاطرت باشه در همون زمان سر برنامه ها

 

لیلا: دارم فكر میكنم  من یادم نیست دیروز غذا چی خوردم  سوالهای سخت سخت میكنی

 

طناز: اگه یادت اومد ما رو در جریان بزار

 

لیلا: باشه اگه یادم اومد حتما میگم

 

طناز: موسیقی ها رو چی خودتون انتخاب میكردید ترانه ها رو یا میگفتند خانم لیلا فروهر این ترانه برای شما انتخاب شده باید اینو اجرا كنی

 

لیلا: نه آهنگ ها و شعر ها رو همه رو خودمون انتخاب میكردیم ضبط میكردیم قبلا بعد نوارشو میاوردیم توی تلویزیون ویدئشو میگرفتیم

 

طناز: عجب جالب خوب اینا چیزهایی هست كه كه ما نمیدونیم

 

طناز: لیلای عزیز از خواننده هایی هستی كه به دلیل بازیگری در كارهات حركات مختلفی در زمان اجرای برنامت در خوانندگی هم میبینیم و همه ما لذت میبریم چون هم اكت هست و هم صدا با همدیگه خیلی دلنشین تر میشه و این هنرت رو در كارهای دو صدایی هم میشه دید و لذت برد برمیگردیم به اون دوران زمانهای گذشته یك ترانه بسیار دلنشین من هر وقت چه تصویرشو میبینم چه صداشو میشنوم خیلی برام خاطره  انگیزه  زالكه زالزالكه  میریم با هم نگاه میكنیم كه با آقای مرتضی برجسته اجرا شد

 

لیلا: بله مال عید نوروز بود كه آقای فرشید رمزی هم كارگردان این برنامه بودند

 

طناز: عجب ترانه زیبا و قشنگی بود

 

لیلا: بله . چقدر هم هردومون  اون زمان لباسهای خیلی شیك و خوشگلی داشتیم

 

طناز: خیلی خیلی امروزیه. الان هم میشه گفت این دو نفر تازه این برنامه رو اجرا كردند

 

لیلا: مرتضی هم خیلی صدای قشنگی داره خیلی هم آقا و با شخصیته

 

طناز: و هنرمند بسیار خوبی است و مردمی و دارای هنرهای بسیار در كار گرافیك استاد هستند

 

لیلا: بله خیلی از روی جلدی های ما رو زحمتشو كشیدند

 

طناز: خوب لیلا ی عزیز بیا برگردیم به همون دوران كه شهرت تو تازه گل كرده بود و همه لیلا فروهر رو میشناختند البته میدونم از دوران بچگی این با شما بود كه همه بشناسنت  و دوست داشته باشند خودت چه احساسی داشتی مردم برخوردهای محبت آمیز باهات میكنند  آیا هنوزم یه حس خاصی بهت دست میده؟

 

لیلا: خیلی احساس خوبی بود. ولی زمانی كه مدرسه میرفتم خوب بچه ها هم بچه های كوچولو بودند  نمیشد به اون صورت رو رفتارشون حساب كرد بعضی اوقات حسادت میكردند میگفتند اوه لیلا فروهر چه قدر ژست میگیره  حالا فكر میكنه هنر پیشه است ولی در صورتی كه من واقعا خیلی بچه معمولی بودم توی مدرسه ولی خوب این مسائل بود از اون طرفم كه توجه و محبت مردم رو میدیدم خیلی خوشحال میشدم احساس غرور میكردم و یك شعف به خصوصی همیشه پیدا میكردم كه مهم نیست تو رو بشناسند ولی كارت مورد توجه مردم قرار میگیره با همون بچگی من میفهمیدم وقتی میومدند جلو پدر مادرا بچه ها تعریف میكردند از فیلمهایی كه بازی كردم  واقعا باعث خوشحالیو خیلی احساس جالبی بود

 

طناز: در زمان اوج در زمانیكه همه چی داشت به خوبی پیش میرفت با تغییر تحولاتی كه در مملكتمون ایجاد شد  رویای بسیاری از هنرمندان تبدیل به یاس شد چه حسی داشتی لیلا جان میدونم چند سال در ایران زندگی كردی و مهر سكوت بر لبانت نشسته بود در اون مدت چه كار میكردی؟

 

لیلا: من زمانی كه انقلاب شد چون بچه فعالی بودم از بچگی تو جامعه فعالیت داشتم همیشه دورم شلوغ بود اون زمان خیلی زمان سخت و غم انگیزی برام بود دائم توی خونه بودم اگه میرفتم بیرون میترسیدم مواظب بودم حجابم رو خیلی رعایت كنم كه یك موقع دردسری برام پیش نیاد مشكلاتی كه داشتم میومدند خونمون میریختند به عناوین مختلف به هر حال آزاد نبودم ولی با این حال رفتم دنبال موسیقی اصیل ایرانی با استاد تاج بخش كه خدا رحمتشون كنه الان در بین ما نیستند سه تار یاد گرفتم و دستگاهها و ردیفها و گوشه های ایرانی رو و نوارهای مختلف گوش میكردم از خانم پریسا آقای شجریان سعی میكردم كامل كنم خودم رو بعد از اون دیدیم وقتای بیكاریم خیلی داره همینجوری میگذره و حوصلم سر میره بعد رفتم لایسنس آرایشگری گرفتم دیپلمم رو گرقتم چون خودمم هم دوست داشتم موهامو درست كنم نكه موهای من زیاد بود وقتی خودم نموتنستم سختم بود همش باید میرفتم آرایشگاه بعد یاد گرفتم موی خودم رو بعد موهای اطرافیان بعد دیگه كار كردم كار آرایشگری كردم در ایران درآمد خیلی خوبی هم داشتم چون میومدند خودمم رو ببینند میدیدند كارمم خوبه حسابی علاقه مند میشدند

 

طناز: در واقع به خود آراستن پرداختی

 

لیلا: بله بعد رفتم یك دیپلم خیاطی هم گرفتم

 

طناز: پس از هر انگشت شما چندین هنر میریزه

 

لیلا: خواهش میكنم میخواستم سرم گرم باشه احساس نكنم اون لحظاتی كه داره میگذره خلاصه هم دیپلم آرایشگری و خیاطی و موسیقی اصیل ایرانی كار كردم بعد دیگه متاسفانه زندگی برام غیر قابل تحمل بود بعد دیگه از ایران خارج شدم سال 86 بود یك مدتی فرانسه بودم بعد با چه مشكلاتی ویزای آمریكا گرفتم اومدم آمریكا تصمیمی داشتم بیام برگردم چون مامانم و خواهرم و برادرم اونجا بودند ولی بعد دیدم اینجا موقعیت زیاده برای كارای جدید  هنری تصمیم گرفتم در آمریكا بمونم بعد به مامانم اینا تماس گرفتم گفتم شما هم بیان دیگه اونا هم با یك سختی زیاد ویزا گرفتند اومدند كه سال 89 بود من اومدم بعد هم اونا اومدند كه تا به امروز اینجا هستیم زندگی میكنیم

 

طناز: خدا روشكر كه همه در كنار هم جمع هستیم  انشا الله همیشه این جمع برقرار باشه

 

لیلا : قربونت برم

 

طناز: قسمتهایی از پشت صحنه ها رو دیدیو شیطنت های خودتو و شیطنت های فریبا رو

 

لیلا: دیدین چه قدر قشنگ بود من اینو خیلی دوست دارم . جالب بود كه آقای هانری رو كه میدونید آرایشگر خوب من هستند و خیلی كارشون قشنگه و امروز هم ایشون منو درست كردند

 

طناز: به به زیبا همچون همیشه

 

لیلا: توی این ویدئو (یك بوسه) برای اولین بار رقصیدند و چه قدر هم كارشو قشنگ انجام داده

 

طناز: لیلا جان شما فقط ایشون رو به رقص نیاوردین همه ما رو شما سالهاست به رقص واداشتید

 

لیلا: و جالبه اینكه یكی از اون میكاپ آرتیست های كه چون معمولا اونایی كه جدید میان توی این كار حالا توی آرایشگری یا خیلی از موزیشن ها وقتی که معروف میشند فراموش میكنند كه از كجا آمدند و چه كسایی كمكشون كردند بهشون محبت كردند حالا هانری جالب اینجاست وقتی با من شروع كرد خودش معروف بود همه میشناختنش ولی باورت نمیشه سایه به سایه همیشه دنبال كارای من هست و خیلی محبت میكنه به من همچنین كوجی عزیز كه سالهای سال است كه افتخار همكاری باهاش دارم ویدئوهای خیلی زیبا از من گرفته و همیشه از دوستای خوبه منه و این پشت صحنه ها مال اروپا هم بود آقایونی كه در اروپا كنسرت میزارند مثل آقای فرامرز گروه موزیك من كه كنسرتهای خیلی بزرگ میزارند در اوبرهازن كه حتما شنیدید آقای فرامرز و آقای خشایا ر رو و دوستای ما كه در آلمان هستند آقای اخوان همچنین و این پشت صحنه ها رو هم ویدئو ها هم سفرهای اروپا رو ادیت كرده فریبا و یك چیز خیلی جالبی در امده و یك چیز خاطره انگیز شده

 

طناز: البته ما قراره كه راجع به موسیقی سنتی صحبت كنیم و كار شما در این زمینه و غذا به خاطر كدبانویی شماكه فراموش نكنید بنندگان عزیز ولی ماشاالله صحبتها اینقدر زیاده در این پشت صحنه رو كه نشون میدادند كه با صدای زیبای شما ادیت  كرده بودند یك تیكه من دیدم داری به رقصنده ها یاد میدی كه چطوری برقصند

 

لیلا: اوه چه قدر من خندیدیم اون صحنه رو

 

 لیلا فروهر

طناز: چه قدر قشنگ و زیبا ست

 

لیلا: چون بدون اینكه ما بدونیم داشتند فیلمبرداری میكردند فریبا داشت غذا میخورد

 

طناز: شما به رقصنده ها میگین چه طوری برقصند؟ از همه لحاظ هنر دارید

 

لیلا:  من میگفتم هیجانتون رو بیشتر كنید..

 

طناز: از این سفرها بگو چون واقعا شما سفر زیاد میرید و الان شاید یك مقدار جا افتاده تر باشه

 

لیلا: ماركوپولو ست

 

طناز: اوایل كه اومده بودی مطمئنم با مشكلات بسیاری رو برو بودی؟

 

لیلا: 100 درصد. من جالبه از یكی دوسال اول كه اومدم اول كه اروپا بودم فرانسه همیشه تور داشتم در كشورهای اروپا مثل انگلیس و آلمان و..سوئد مخصوصا خیلی برنامه داشتیم بعد هم كه اومدم آمریكا واقعا اون اوایل خیلی سخت بود طناز جون خوب فكر كن من 3 ماه میرفتم به سوئد اونجا آقای محمد بهره مندی بودند كه برنامه های كنسرت رو برای اولین بار در اروپا میگذاشتند و خیلی هم موفق و فعال بودند دیگه مثل فامیلی شده بودیم من میرفتم خونشونو پیش خانومش و بچه هاش بعد می دیدی كه با ماشین توی سرما و یخبندون مثلا 30 تا 40 تا كنسرت من میگذاشتم توی 3 ماه بعد توی شهر ها و كشورهای مختلف مثلا سوئد 15 تا 16 برنامه توی شهر های مختلفش میگذاشتیم و به سختی واقعا پدرمون در میومد اینجوری نبود كه مثلا توی كشور آلمان توی كلن برنامه بزارند 7000 نفر یا 15000 نفر آدم با سختی آدما رو جمع میكردند چون اونقدر رسانه گروهی نبود كه بتونند تبلیغات كنند الان این تلویزیونهای 24 ساعته واقعا كمك كرده به برنامه ها و همه چیز شكل گرفته مثلا توی این كنسرتها اینقدر دعوا و كتك كاری میشد نمیدونم مشكلات مختلف كه اصلا شما نمیدونین الان واقعا خوانندهایی كه جدیدا اومدند و میرند كشورهای مختلف باید خدا رو شكر كنند و سپاسگذار كنسرت گزار ها باشند و همچنین پیشكسوت های خودشون كه چه راه سختی رو طی كردند تا الان اونا بیان به راحتی برند روی صحنه بخونند و برنامه های 10000 نفره 15000 نفره سالنهاشو پر بكنند به هر حال خیلی خوب شده و الان برنامه های خوبی در اروپا است

 

طناز: خیلی... شما سختی ها رو طی كردید در اون دوران

 

لیلا: بله دقیقا همینطوره

 

طناز: اگه اون سختی ها نبود این راحتی ها اون مزه رو به شما نمیداد شیرینشو نمیچشیدید

 

لیلا: اصلا به نظر من طناز جون آدم تو زندگیش تا سختی نكشه معنای زندگی رو به اون معنای واقعی متوجه نمیشه چون فكر میكنی زندگی همینه دیگه ولی وقتی كه مثلا انقلاب رو میبینی وقتی كه جنگ رو میبینی وقتی كه زلزله رو میبینی وقتی مسائل و مشكلات زندگی رو میبینی كه همه چی به هم پیچیده و تو هیچ راهی نداری این باعث میشه كه به معنویات زندگی بیشتر توجه كنی به قدرت خدا بیشتر توجه كنی و به اینكه تو اصلا واسه چی اومدی به این دنیا اومدی به این دنیا كه فقط عشق بدی و عشق بگیری و بتونی یك كمكی به كسایی كه در كنارت دارند زندگی میكنند و مردم همه اونایی كه دوست دارند وتو میتونی دوستشون داشته باشی  این چیزها رو آدم تا زمانی كه تو زندگیش مشكلات نداشته باشه نمیفهمه.

 

طناز:100 درصد. لیلا جان از او دسته از زنها هستی كه به راحتی به گریه میفتی و احساساتی میشی یا اینكه نه . احساساتت چه طوریه؟

 

لیلا: من خیلی احساساتیم بیش از حد. فقط كافیه بگن بالای چشمت ابرویه اشكام میریزه .یا خیلی عصبانی میشم باید داده بیداد كنم یا اگه جایی باشه نتونم داده بیداد كنم باید اشك بریزم چون واقعا خیلی تحملم كمه خیلی احساساتیم

 

طناز: بعد این این داده بیداد همراه با آواز هم هست؟

 

لیلا: خیلی حرف قشنگی زدی نه ولی  خیلی احساساتیم خیلی دیگه اسفندی هم هستم

 

طناز: اوه بله پایسیز ها دارای دو شخصیت متفاوت هستند خیلی خوبند ولی خدا نكنه آدم اونا رو عصبانی بكنه

 

لیلا: وای وای وای

 

طناز: مادر من خودش اسفندی هست دقیقا آشنایی دارم

 

لیلا: چندم اسفند ؟

 

طناز: 10 اسفند.. شما؟

 

لیلا: من 4 اسفند. 5-6 روز با هم فرق داریم

 

طناز: به به

 

لیلا: پس آشنایی داری با اسفندیا؟

 

طناز: بله چه جورم....لیلای عزیز و نازنین بگو از خونه داری من شنیدم خیلی كدبانویی

 

لیلا : قربانت مرسی

 

 

 

ادامه مصاحبه در صفحه بعد ...


    مصاحبه ها

صفحه اصلی «  
بیوگرافی «  
گالری «  
آلبوم ها «  
    كنسرت ها «  
مصاحبه ها «  
گزارش کنسرتها «  
ویدئو ها و فیلم ها «  
پیامهای لیلا  «  
گروه شمیم «  
اعضاء و عضویت «  
پیوست ها «  
نظرات و پیشنهادات «  
تماس با ما «  
آرشیو مطالب    «  

» مصاحبه 1
» مصاحبه 2
» مصاحبه 3
» مصاحبه 4  


    آرشیو مصاحبه     


 

وبلاگهای گروه شمیم «

» leilaforouharclub
» leilafanclub 
» faribaforouhar
» taksetareh
» shah2kht 
» leilasong               » iloveyou-leila              » leila                     » leilaforouhar            


    سایر سایتها      


 
 

Copyright © 2006 Shameem Group . All rights reserved.